نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
کارشناس مسئول بخش تاریخ شفاهی مرکز اسناد کتابخانه آستان قدس رضوی، مشهد، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
Oral history, as one of the modern methods for identifying and recording historical experiences in Iran, has found the opportunity to flourish, particularly through libraries and documentation centers. The role of interested and knowledgeable managers in this process is crucial, as new phenomena often face denial and resistance in their initial stages. Relying on the written and oral recommendations of Dr. Baradaran Rafiei, the Head of the Organization of Libraries, this article examines the creation and expansion of oral history within the Organization of Libraries, Museums, and Documents Center of Astan Quds Razavi. Dr. Baradaran’s managerial position and perspectives, combined with his extensive knowledge of Mashhad’s history over the last century, have provided valuable capacities for developing and guiding oral history projects. The findings of this research indicate that oral history, alongside the archival and research functions of libraries, can serve as an efficient tool for reproducing collective memory, strengthening historical identity, and expanding the boundaries of contemporary historical knowledge.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
با توجه به سیاستها و برنامههای کتابخانه، آرشیو تاریخ شفاهی ادارۀ اسناد آستان قدس رضوی در اواخر سال 1376 با الهام از ساختار «سازمان اسناد ملی» به وجود آمد. در نخستین سالهای فعالیت، با توجه به غلبۀ رویکردهای رایج در حوزۀ علم کتابداری، این قسمت ذیل بخش «نمایهسازی» تعریف شده بود؛ اما از اوایل دهۀ هشتاد و به دنبال بازنگری در چارت تشکیلاتی و حمایتهای دکتر برادران رفیعی، رئیس وقت کتابخانه، این آرشیو به عنوان بخش مستقل رسمیت یافت.
در بدو اشتغال نگارنده در شهریور 1378، به دلیل کمبود نیروی انسانی، کارشناسان آرشیو تاریخ شفاهی ناگزیر بودند در مقاطع مختلف به یاری سایر بخشها، به ویژه بخش مطبوعات بروند؛ وضعیتی که گاه به کمکاری و حتی تعطیلی موقت فعالیتهای این آرشیو منجر میشد.
افزون بر مشکلات اداری، مقاومتها و نگاه سنتی نسبت به تاریخ شفاهی نیز چالشهای جدی ایجاد میکرد. در مراجعات اداری برای پیگیری امور، برخی از افراد که درکی از اهمیت تاریخ شفاهی نداشتند، این فعالیت را بیفایده و اتلاف منابع موقوفه قلمداد میکردند و به نگارنده گوشزد میکردند: «این کار برایتان نه دنیا و نه آخرت دارد.» حتی برخی از همکاران عقیده داشتند مصاحبههای تاریخ شفاهی باید نابود شود. برای مثال، همکاری اعتقاد داشت باید مصاحبههای تاریخ شفاهی را در بشکهای ریخت، روی آن نفت پاشید و آتش زد. برخی از مسئولان هم که کمی با تاریخ شفاهی آشنا شده یا با آن کنار آمده بودند، با ناآگاهی، از ما درخواست کار بر روی تاریخ شفاهی دورۀ صفویه را داشتند.
دکتر برادران، رئیس وقت کتابخانه، با آگاهی از شرایط موجود، با توجه به علاقۀ شخصی و اطلاع از میزان اهمیت تاریخ شفاهی، برای پیشگیری از کارشکنیها، معتقد بود: «تاریخ شفاهی، تاریخ آینده است. بهتر است به کسی چیزی نگویید. بدون هیاهو و پنهان مصاحبه انجام دهید و آن را آرشیو کنید.»
ایشان در کل ذهنیتی مثبت نسبت به کار داشت. وقتی به او گفته بودند عکاس تاریخ شفاهی برخی از عکسهای مستندسازی محلات را برای خودش برمیدارد، گفته بود: «مگر میخواهد عکسها را چه کار کند. همۀ ما تلاشمان این است که از اماکن قدیمی بافت پیرامون حرم که در حال تخریب است عکس و فیلم تهیه کنیم و هویت شهر مشهد را حفظ کنیم، حالا اگر چند قطعه عکس هم بردارد باز هم منظور ما تأمین است.»
با نقش دکتر برادران در توسعه و راهبری آرشیو تاریخ شفاهی آستان قدس رضوی، با توجه به نیازهای سازمانی و چارچوب جغرافیای مشهد و آستان قدس رضوی، با اولویت رسیدگی به موضوعهای مرتبط با این دو حوزه، این قسمت تأسیس شد. در آغاز، رویکرد این بخش بیشتر مصاحبۀ فردمحور بود و تمرکز بر ثبت زندگینامۀ اشخاص قرار داشت؛ اما از ابتدای سال 1383، فعالیتها به سمت موضوعمحورشدن تغییر یافت و مصاحبهها در قالب طرحها و پروژههای پژوهشی ساماندهی شد.
فرایند کار در این بخش به گونهای طراحی شده بود که ابتدا پروژه تعریف میشد و مجری آن پس از مطالعۀ مقدماتی و ارتباط با افراد و مصاحبهشوندگان مرتبط با موضوع، دستنامهای شامل شرح طرح، مداخل و پرسشها و اسامی برخی از مصاحبهشوندگان احتمالی را تهیه میکرد. پس از تصویب طرح در سازمان، مصاحبهگر با بهرهگیری از ظرفیت کانونهای بازنشستگی یا از طریق ارتباط با معمرین، نسبت به شناسایی و تماس با مصاحبهشوندگان اقدام میکرد. مصاحبهگر در گفتوگوی اولیه، پس از انجام پیشمصاحبه، زمان مصاحبۀ جلسۀ اول را تعیین میکرد. در جریان مصاحبۀ اصلی، مصاحبهکننده میکوشید با ورود به جزئیات، اطلاعاتی دقیق دربارۀ موضوع مدنظر گردآوری کند. در انجام کلی طرح نیز، مجری طرح به صورت «اندامواره»، به تمامی جوانب موضوع پروژه توجه داشت و با افراد دارای سمتها و جایگاه مختلف مصاحبه میکرد.
در این بخش، روند آمادهسازی و بایگانی مصاحبهها به صورت «آرشیومحور» است. در این روش، برای هر مصاحبهشونده یک پرونده تشکیل میشود که به صورت «حرفی-عددی» بایگانی میشود. فایلهای تصویری و صوتی مصاحبه در دفتر اموالی ثبت میشود. تمامی مواد و مصالح مربوط به هر جلسۀ مصاحبه در پرونده قرار میگیرد. تدوین و بازشنوایی فایلهای مصاحبه، تایپ، نمایهسازی، ورود اطلاعات مصاحبهها به نرمافزار اطلاعرسانی و ارائۀ خدمات به مراجعان، مراحل بعدی آرشیو در این بخش هستند.
دکتر برادران رفیعی در طی یک دهه ریاست کتابخانه حدود 42 صفحه یادداشت (بیش از ده هزار کلمه) برای نگارنده فرستادهاند. این نوشتهها از چند نظر قابل تأمل و در نوع خود منحصربهفرد است.
نوشتن این حد از مطالب با توجه به گرفتاریهای دکتر برادران[1]، بیانکنندۀ علاقه و درک از میزان اهمیت تاریخ شفاهی در نزد ایشان است. نگاشتن و ارسال این مطالب در مقاطع مختلف زمانی نشاندهندۀ آن است که او با تاریخ شفاهی زندگی کرده است. به عبارت دیگر، در تمامی لحظات حتی خارج از چارچوب اداری، هر آنچه از موضوعها، مداخل، پرسشها و مصاحبه شوندگان به ذهنش آمده، به نگارنده منتقل کرده است.
با توجه به تحصیلات، سوابق کاری و اشراف ایشان بر موضوعها و افراد شهر مشهد، اطلاعات خوب و جزئی در تاریخ مشهد و آستان قدس به دست میدهد. دکتر برادران در معرفی اشخاص برای مصاحبه، بیش از رجال و شخصیتهای برجسته، به معمرین، پیشکسوتان و مردم عادی توجه داشت.
از این نظر که یک دهۀ اول ریاست ایشان بر سازمان کتابخانه مصادف با تأسیس تاریخ شفاهی بوده است، نوشتههای دکتر برادران[2] تجربیاتی خوب برای حل مشکلات و بومیسازی تاریخ شفاهی به دست میدهد.
مطالب ایشان در دو بخش معرفی افراد (به همراه اطلاعاتی ارزشمند دربارۀ آنها) و طرحها و موضوعها (به همراه مداخل و پرسشهای مصاحبه) کمک شایانی به بخش تاریخ شفاهی کرده است.
معرفی افراد
محمدسمیع غفرانی[3]: «ادارۀ اسناد بخش آرشیو شفاهی لطفاً با حاج آقای غفرانی، از وکلای دفتر حقوقی آستان قدس، دبیر دبیرستانهای مشهد و استاد بنده هستند. خوب است که از ایشان وقت گرفته شود ترتیب ملاقات و مصاحبهای را بدهید. برخی اطلاعات در مورد ایشان: اهل بیرجند هستند و از ۱۳۲۶ به مشهد منتقل شدهاند. سابقۀ آموزشوپرورش خراسان، فعالیت خانوادۀ علم در بیرجند را نسبتاً خوب اطلاع دارند، حادثۀ مسجد گوهرشاد و نقش مرحوم اسدی، سابقۀ اسدی و اطلاعاتی در مورد ایشان، خدمات و اقدامات مرحوم اسدی در آستان قدس، مدیران کل آموزشوپرورش، مدارس عمدۀ موجود در مشهد و در بیرجند، شخصیتهای فرهنگی مهم و مؤثر طی ۵۰ سال اخیر در مشهد، فعالیتهای فرهنگی و درمانی آمریکاییها، انگلیسیها و ... در مشهد. 20/4/80، امضاء»
احمدعلی منتظری و جعفر ژیان رضایی[4]: «یکی از فعالان در حوزۀ تعلیموتربیت دینی در سالهای اخیر حاج آقای تدین بودهاند. ایشان در جنگ اخیر به شهادت رسیدند. خوب است اطلاعاتی در مورد ایشان و شیوۀ تربیتی که اجرا میکردند جمعآوری بفرمایید. کمی شبیه حاجی عابدزاده [رهبر انجمن پیروان قرآن مشهد] بوده است. البته فرقهای عمدهای بین این دو شخصیت از جهت روش کار تبلیغی به چشم میخورد. افراد زیادی ایشان را میشناسند. حاج آقای رضایی از کشیک چهارم هم میفرمودند با ایشان مأنوس بودهاند. طبعاً حاج آقای منتظری هم ایشان را میشناسند. 15/5/80، امضاء» (تصویر 7)
محمد سیدمهدوی[5]: «امروز آقای سیدمهدوی، وکیل سابق دادگستری، سن 76 سال که در نهضت ملّی مرحوم دکتر مصدق در متینگها، سخنگو و شعاردهنده بودند مراجعه کرده بودند برای عضویت در کتابخانه. تلفن ... 868، تاریخ: 27/8/81، امضاء»
حسن لاهوتی[6]: یکی از دستنوشتههای مرحوم برادران مربوط به پاسخ نامهای است که از او با توجه به کسالت استاد سید جلالالدین آشتیانی، درخواست ضبط مستندی از ایشان کرده بودیم، ایشان در پاسخ فرمودند: «کمی دیر است. استاد احتمالاً در بیهوشی به سر میبرند. نمیدانم عکس در این موقعیت چقدر لازم و مناسب است. اگر بخواهید میتوانید از طریق آقای علمیدوست از بنیاد پژوهشها [آستان قدس رضوی] با آقای لاهوتی همسایۀ استاد آشتیانی تماس برقرار کنند. 30/4/83، امضاء»
علی باقرزاده (بقا)[7]: «گفتوگو با آقای باقرزاده را ملاحظه کنید. [بریدۀ روزنامۀ همراه نامه] اشاراتی به ادبا و شعرای پنجاه سال اخیر خراسان در آن دیده میشود. آقای باقرزاده از شعرای بزرگ و خوشنام مقیم خراسان هستند. تاریخ: 2/8/83، امضاء»
قاسم خالدی[8]: «در دعای ندبۀ این هفته با آقای مهندس خالدی آشنا شدیم. ایشان را از دور میشناختم. مدتها مدیرعامل سازمان آب بودهاند. در مورد مصاحبه و کار شما هم صحبت شد. آمادگی خود را اعلام کردند. شمارۀ تلفن و زمینههای علاقۀ ایشان را مینویسم. شمارۀ تلفن آقای مهندس خالدی: ...، [آدرس:] آزادی 11، سجاد، حامد جنوبی، حامد 9، بعد از چهارراه، پلاک ...، سن حدود ۷۵ سال، زمینههای علاقه: 51 سال، رئیس انجمن اولیا و مربیان بودهاند. بنابراین، کمی از آموزشوپرورش، خودشان قهرمان احتمالاً وزنهبرداری بودند. با ورزشکاران معروف تماس داشتهاند. روز جمعه که ایشان را دیدم در جیبشان تعداد زیادی عکس از شخصیتهایی چون تختی، احمد وفادار و ... بود، در مورد سازمان آب و تشکیلات آن، در مورد شخصیتهای معروف مشهد. در مصاحبۀ اولیه حتماً زمینههای دیگری پیدا خواهد شد. خوشبختانه بسیار علاقهمند هستند که از سوابقشان صحبت کنند و باید از همین ویژگی نهایت استفاده را بکنید. 24/11/83، امضاء»
غلامرضا قدسی[9]: «آقای قدسی از شعرای معاصر خراسان هستند مدتی از اساتید مهدیه (انجمن پیروان قرآن) بودند. بعد از انقلاب هم مدتی مدیر کل اوقاف خراسان و مشاغل دیگری داشتهاند. شغل قبل از انقلابشان هم صرافی بوده است. دارای استعداد سرشار و بسیار خوشطبع و از اعضای انجمن پیروان قرآن. شرح حالی از ایشان را در روزنامۀ خراسان امروز ملاحظه میفرمایید. 29/4/84، امضاء»
آقایان علی و محمد قریشی[10]: «آقای علی قریشی فرزند آقای محمد قریشی هماکنون در مشهد ساکن هستند. اگر میتوانستیم خدمت ایشان برسیم و استفاده کنیم کار ساده میشد. ضمناً اگر قرار است از دیگران در مورد خانوادۀ قریشی صحبت شود، میتوان دوستان مشهدی ایشان را نیز معرفی کرد. البته در مراحل بعدی بازدید از روستاهایی که متعلق به این خانواده بوده است نیز جالب خواهد بود. دفتر کار آقای قریشی در مقابل بیمارستان سوانح میباشد و میتوان تلفن ایشان را هم پیدا کرد و اجازۀ ملاقات گرفت. نمیدانم چه موضوعاتی را میخواهید از ایشان سؤال کنید. ۱۴ آبان ۱۳۸4، امضاء»
همایون سالاری[11]: «در مورد خانوادۀ سالاری/ دکتر سالاری، محمودخان و رضا. آقای حسین سالاری احتمالاً دبیر آموزشوپرورش، پدرشان آقای محمودخان سالاری دبیر زبان فرانسه و مرد بسیار متواضعی بودند. یکی از سالاریها رئیس بیمارستان، یکی متخصص بسیار برجسته و فرزندانش تعدادی پزشک هستند. خوب است یکی از آنها را برای صحبت انتخاب کنید منزلشان و مطبشان، کوچۀ پشت [باغ] نادری بوده است.
۱- در خیابان، در محل دبستان ۱۵ بهمن قبلاً بیمارستان بوده، احتمالاً وابسته به آستان قدس. از آنجا منتقل شده به محلی بین کاروانسرای ملک و دارالشفای کنونی؟
۲- بیمارستان روسها در شهریور ۲۰ در ابتدای خیابان سعدی محلی که هماکنون یک نانوایی فری است؟
۳- بیمارستان آمریکاییها هم که در خیابان شاهرضانو، محل فعلی بهزیستی؟»
غلامعلی بخش زحمتکش[12]: «نمیدانم پروندهای برای سابقۀ جلسات قرائت قرآن در مشهد دارید یا خیر. عکس ضمیمه مربوط به حاج آقای رضوان است، شاگرد برجستۀ مرحوم حاج سید محمد عرب زعفرانی که جلسات قرآنی به موازات جلسات انجمن پیروان قرآن داشته است. از شاگردان باقیمانده از استاد رضوان میتوان از حاج آقای زحمتکش نام برد که تا چندی پیش کارمند شرکت بهنشر [انتشارات آستان قدس رضوی] بودند و از آنجا بازنشسته شدند و هماینک مغازهای دارند در خیابان توحید نرسیده به مسجد محمدیها، مقابل کوچۀ گلشن. خوب است با ایشان در مورد سابقۀ جلسات قرآن در مشهد مصاحبهای داشته باشید. اگر به دفتر شما دعوت شوند فرصت دارند و استقبال میکنند. لطفاً عکس و فیلم ضمیمه را به ایشان مسترد بفرمایید. 30/11/85، امضاء» (تصویر 3)
محمدرضا بیوکی رضوان[13]: «حاج آقای رضوان خطاط و کاشیکار آستان قدس بودهاند و حدود شش، هفت جلسۀ قرآنی را در مشهد هدایت میکردند. همین چند سال اخیر به رحمت ایزدی پیوستهاند. ظاهراً آثار خطی ایشان در جایجای اماکن متبرکه وجود دارد. 30/11/85، امضاء»
ابراهیم و محمود هدایی[14]: «از آقای هدایی چه اطلاعاتی داریم. شبیه استاد محمدتقی شریعتی [رهبر کانون نشر حقایق اسلامی مشهد] بودند و مدتی هم یک مجله به نام هدا منتشر میکردند. 9/2/ ۸6، امضاء» ( تصویر 4)
محمدابراهیم شریعتزاده[15]: «در سال ۵۸ که اینجانب مسئول کتابخانۀ مرکزی شدم (مدت چهار ماه) آقای شریعتزاده که از کارمندان قدیمی بودند به عنوان معاون بنده همکاری داشتند. ایشان دفتر ثبت اسناد شمارۀ 19 خیابان سجاد را دارند و در کشیک چهارم مشرف میشوند. اگر در مورد وضعیت آستان قدس در دورۀ پهلوی دوم اطلاعاتی لازم باشد و همچنین سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی، ایشان حرفهایی برای گفتن دارند. 23/4/ ۸6، امضاء» (تصویر 5)
محمدتقی حافظیان رضوی[16]: «حاج آقای حافظیان که ایشان هم خادم کشیک چهارم هستند مدتی با آقای اوکتایی، رئیس اسبق کتابخانه، همکاری میکردند و از خصوصیات ایشان اطلاعاتی دارند. آقای حافظیان از اولین تایپیستهای آستان قدس بودهاند و در کتابخانه هم ایشان در زمان شازده اکتایی نامههایش را شروع به تایپکردن نموده است. ۲۳ تیر 1386 ( تصویر 6)
تایپ نامهها برای اولین بار در زمان ریاست آقای اوکتایی در کتابخانه توسط آقای حافظیان صورت میگیرد. ایشان خادم کشیک پنجم هستند. اگر یکی از روزهایی که خدمت میآیند قرار بگذارید و قدری وضعیت زمان ایشان را جویا شوید بد نیست. ایشان ۱۳۳۵ از کتابخانه به سازمان دیگری منتقل شدهاند. ۲۸ آذر 1386، امضاء»
جمال محسنی بیرجندی[17]: «محسنی بیرجندی را در جایی دیدم. اطلاعات خوبی در مورد بیرجند و شخصیتهای روحانی قدیمی آن منطقه دارند. دبیر بازنشستۀ جغرافیا و مقیم مشهد هستند. بد نیست برای تکمیل اطلاعاتتان در مورد بیرجند، مصاحبهای هم با ایشان داشته باشید. همراه آقای محسنی: ... ۰۹۱۵»
علی سرخوش[18]: «مرحوم سرخوش از تجار قدیمی مشهد، کارخانۀ آرد سرخوش، خیابان بهار، بین چهارراه لشگر و فلکۀ برق، حاشیۀ خیابان. بعد با مرحوم حاجی عاملزاده در مزرعۀ حکیمآباد در جادۀ قوچان به طور مشارکت کارخانۀ آرد دایر کردند. پول از آقای عاملزاده بود و مدیریت از مرحوم علی سرخوش.
ظاهراً از علی سرخوش از دو همسر، چهار فرزند حاصل شده که یکی [از فرزندان] همسر حاجی یوسف آقای شگفتی، یکی آقای سرخوش، کار بازرگانی میکرد. دو دختر که در اروپا زندگی میکنند، یکی در پاریس و دیگری در نیس. هر دو با فرانسویها ازدواج کردهاند و همسر فرانسوی هر دو فوت شدند.
پدر علی، احمد و محمد سرخوش و سه خواهر (خانم مستوفی، آراسته و ...)، مرحوم میرزا هاشم سرخوش بوده است که از تجار صادراتچی مشهد بوده است. در مشهد ۱۲ مغازۀ قماشفروشی داشته است. برای صادرات مدتی پوست گردو و پوست انار و ... را صادر میکرده است.
پسرهای مرحوم میرزا هاشم دنبالهروی جدی کار پدر نبودهاند و حتی دو نفر از آنها، آقای مهندس احمد و مهندس محمد سرخوش، برای تحصیلات عالیه به خارج از کشور اعزام شدند. مرحوم میرزا هاشم تقریباً تمام سرآسیا ملک او بود.»
اکبر رضاییمزینانی[19]: «مدیر محترم اسناد و مطبوعات: 1- آقای رضایی مزینانی فعلاً با آقای حسینزاده به صورت افتخاری همکاری دارند. ۲- اگر به تلگراف هم توجه دارید از مخابرات ارتش هم میتوان بازنشستگان را پیدا کرد. ۳-به نقش نامهنویسهای مستقر در بیرون ادارۀ پست اشارهای نشده است. چون سواد عمومی کم بوده و پست تنها وسیلۀ ارتباطی طبیعی بوده است، افرادی نامهنویسی برای افراد بیسواد را عهدهدار بودهاند. ۴- ارسال محمولههای پستی توسط بخش خصوصی. ۵-بستههای پستی به عنوان کادو برای بستگان از چه زمانی باب شده است؟ ۶- پاکتهای هوایی و نقش ادارۀ پست در تهیه و فروش، وجدان شغلی در کارکنان و سعی در رسانیدن نامه به صاحبش؟ 7- آسیبشناسی این شغل؟ ۸- وسیلۀ نقلیۀ پستچیها؟ پیاده؟ دوچرخه؟ ... 18/2/87، امضاء»
حبیبالله احمدی سینایی[20]: «حاج آقای احمدی در مورد آقای مهامی و والد محترمشان اگر مطلبی میفرمایید استفاده کنیم. در مورد جریان سفر مرحوم والد به قم و تأیید مرجعیت امام از زبان شما بشنویم. اخلاقیات ویژۀ مرحوم والد، زندگیشان؟ ارتباط با افراد خانواده، بیشتر مطالعه یا عبادت نوع دیگر؟ توصیۀ همیشگی ایشان؟ منزل ایشان دست کیست؟ از سفرهای مرحوم والد؟ از علمایی که با ایشان رفتوآمدی داشتهاند؟ شاگردهای ویژۀ ایشان؟ از اساتید خودتان به علاوه نقش پدر در مسألۀ آموزش شما؟ کدام دبستان، دبیرستان، مدرسه میرفتید؟ نظر آقا در مورد انجمن پیروان قرآن؟ کانون نشر حقایق اسلامی؟ مرحوم حاج شیخ محمود حلبی؟ شاگردان مشهور والد: واعظزاده، فردوسیپور، حکیمی، صرافزاده، داماد آقای احمدی»
محمد ارجمندنیا[21]: «این هفته که حرم مشرف بودم در خدمت حاج آقای ارجمندنیا بودم. میگفتند در همین زیر گنبد اللهوردی خان عدهای از شاه که به حرم آمده بودند میخواستند و اصرار میکردند که وضعیت آن فضا را به وضع بهتری درآورده و دستور مرمت آن محل را بدهد. شاه در آن موقع ۵ سال از پادشاهیاش گذشته بود، یعنی این حادثه در سال ۱۳۲۵ اتفاق افتاده. زیر گنبد از فرط خرابی بسته بود و داربست بسته بودند که آن را مرمت کنند. گفتند احتمالاً عکسی هم دارند که این صحنه را نشان میدهد. میتوانید از روحانیونی که میشناسند و در آن دوره، دوروبر آستانه بودهاند ذکری به میان آورند. در سالهای اخیر آوردن روحانی برای استقبال از شاه در حرم مشکل بود و میرفتند روحانیون از شهرستانهای نیشابور و ... میآوردند. ولیان به حاج شیخ احمد شاهرودی گفته بود بیاید در دارالذکر به حضور شاه برسد و او رفته بود در دارالحفاظ و وقتی او را مجبور کردند قهر کرد و رفت و برای استقبال از شاه نایستاد. سرهنگ حیدری چگونه آدمی بوده است؟ اسامی دارالذکر، داراسعاده و ... آیا با سازندگانش مرتبط است.»
محمدباقر نوراللهیان[22]: «این هفته فرصتی به دست آمد تا با آقای دکتر نوراللهیان در منزل حضرت آیتالله زنجانی صحبتی از مصاحبه و آرشیو تاریخ شفاهی شد. ظاهراً قبول کردند که مزاحمشان بشویم. نمیدانم با ایشان تا کنون صحبت کردیم یا خیر؟ آقای دکتر نوراللهیان از پزشکان متدین شهر بودهاند و نوعاً مراجع مقیم مشهد برای مداوای بیماری افراد خانوادهشان از ایشان استفاده میکردهاند. دروس حوزوی را در کنار تحصیلات علم پزشکی نزد اساتید معروف مشهد گذرانیدهاند. برخی مسائلی که میشود از ایشان سؤال کرد. انجمنهای دینی در ۶۰ سال اخیر و نظرشان در مورد آنها. نظرشان در مورد استاد شریعتی و مرحوم دکتر شریعتی (جنبههای مثبت و منفی آنها) و آقای احمدزاده و ...، مراجع بزرگ مقیم خراسان: آقای میرزا مهدی اصفهانی، حاج محمد آقازاده، حاج احمد آقازاده، آقای سید یونس اردبیلی، آقای عبسی، آقای کجوری، آقای میلانی، آقای آشتیانی و ...، مدارسی که تحصیل کردهاند و اوضاع و احوال آن مدارس علمی که در آنجا درس خواندهاند. جریان مدرسۀ نواب، اختلاف طرفداران آقای نوقانی و آقای کفایی. شخصیتهای معروفی که به کانون نشر حقایق برای سخنرانیکردن دعوت شدهاند و ایشان به یاد دارند. مطب ایشان قبلاً در خیابان امام خمینی حولوحوش ادارۀ ثبت و اسناد بوده است. میتوانید از ۱۱۸ تلفن ایشان را بگیرید.»
عباسآقا نوریفر[23]: «جناب سرهنگ نوریفر رئیس راهنمایی در دوران گذشته که سختگیر و دقیق و خوشنام بود فعلاً از خدمۀ کشیک پنجم و مسئول داخلی بیمارستان قلب جوادالائمه [با] حاج آقای دانش هستند.»
طرحها و موضوعها
از اوایل دهۀ هشتاد، بخش تاریخ شفاهی بیشتر با رویکرد موضوعمحور کار کرده است. مرحوم برادران رفیعی ضمن بیان موضوعها و طرحهای مختلف، مداخل و پرسشهایی را برای راهنمایی در قالب نامه و مکتوبات اداری برای بخش ارسال میکردند. ایشان در نامهای ضمن بیان عناوین طرحها مرقوم فرمودند: «لیست برخی عناوین را که فکر میکنم اغلب آنها در دستور کارتان هست نوشتهام که اگر حوصله کردید نگاهی به آن بیندازید. امیدوارم دوستان ما در آیندهای نزدیک جای آدمهایی مانند آقای [مهدی] سیدی [پژوهشگر و نویسندۀ چندین کتاب در تاریخ مشهد و خراسان] را به عنوان متخصص مشهد و خراسان بگیرند و اطلاعات کافی و عمیقی در مورد مشهد و خراسان داشته باشند. تاریخ: 19/6/84، امضاء»
طرح تاریخ شفاهی آستان قدس رضوی
«انجام مصاحبه با حاج آقای ایزدی، مشاور مدیریت موقوفات و مدیر کل اسبق استان، و همچنین مصاحبه با حاج آقای شریعتی، رئیس سابق ادارۀ موقوفات آستان قدس.
1- سابقۀ آستان قدس؟
2- نایبالتولیههای مختلف: علی معتمدی، محمود بدر، تیمسار [امیر] عزیزی، تیمسار [نادر] باتمانقلیچ، باقر پیرنیا، [محمدولی] اسدی، [فخرالدین] شادمان؟
3- دارالتولیه؟
4-رؤسای دورۀ رضاشاه، عبدالعلی میرزایی (نظامالتولیه - از سادات است) که یکی دو دوره نیز وکیل مجلس از مشهد شده است، [محمدولی] اسدی، [فتحالله] پاکروان و [سید علیرضا] نواب احتشام [رضوی]؟
نحوۀ تشرف تولیتها و نایبالتولیهها به حرم؟
5- خدمات و اقدامات مرحوم [محمدولی] اسدی در آستان قدس؟
6- آستان قدس و حضور سربازان شوروی در مشهد؟
7- آستان قدس، حرم مطهر در دورۀ کشف حجاب، مردم چگونه به حرم مشرف میشدهاند؟
8- نایب التولیههایی که از آستان قدس حقوق نمیگرفتند؟
9- مدیریت آستان قدس تغییرات در چارت و سازمان مدیریت حرم و آستان قدس؟
10- شخصیتهای مؤثر و معروف حرم، دولتشاهی، مشرفها؟
11- نفوذ مرحوم [میرزا احمد] کفایی در آستانه؟
12 -آستان قدس و محرومان جامعه، جذامیها، کودکان بیسرپرست، فقرا و در راه ماندگان؟
13- مؤسسههای اجتماعی که با کمک آستان قدس فعال بودهاند. (بیمارستان، مدرسه، مکتبخانه، پرورشگاه)
14- تهیۀ نقشۀ تغییرات داخل حرم در دورههای مختلف؟
15- رواقهای اضافهشده؟
16- تغییرات مؤسسهها و واحدهای داخل حرم و داخل صحنها؟
17- تشکیلات اداری آستان قدس در گذشته؟
18- تشریفات حرم مطهر، تشریفاتی که دیگر انجام نمیشود، مانند بازکردن در ضریح و انتقال کلید ضریح دست به دست به وسیلۀ خدمه؟
19- نقش طبقات مختلف خدمه و سلسلهمراتبها، خادم، فراش، کفشدار و ...؟
20- مکتبخانه [آستان قدس رضوی]؟
21- اتاق خدمه، استراحتگاه خدمه؟
22- دستشوییها [ی آستان قدس رضوی]؟
23- مهمانسرا و نحوۀ پذیرایی در طی زمان؟
24- مهمانسرا و انواع مأکولات و مشروباتی که سرو میشده است؟
25- ظروف مهمانسرا؟
26- سرویسدهی به زوار و به خدمه، صبحانه، شام، نهار؟
27- انواع خدمات؟
28- تعداد خدمه؟
29- تقسیمبندی خدمهها؟
30- دارالشفا [ی آستان قدس رضوی]؟
31- طبیبهای خارجی که با آستانه همکاری داشتند؟
32- بیمارستان آستان قدس در باغ هشتاباد محل دبستان 15 بهمن؟
33- مسجد پیرهزن ستونهای قطور سنگی داشت، چند پله میخورد بالا میرفت، وسط مسجد گوهرشاد؟
34- مدیریت حوزۀ حرم و مشارکت سازمانهای دولتی در این امر؟
35- خدمات فرهنگی، اجتماعی آستان قدس پیش از پیروزی انقلاب؟
36- نقش فرهنگی آستان قدس در دورۀ انقلاب اسلامی، ابعاد فرهنگی آستان قدس؟
37- فرش حرم؟
38- تأسیسات حرم؟
39- اولین کارخانۀ برق در مشهد و آستان قدس؟
40- ابزار روشنایی در صد سال اخیر در حرم مطهر؟
41- تشریفات حرم فرق کرده یا خیر؟
42- زیارتنامهخوانها و نحوۀ دعوت به کار آنها در حرم؟
43- کفشداری، گذشته و حال در حرم مطهر؟
44- [مراسم] صفه یا خطبهها؟
45- خدام زن هم داشتهایم؟
46- مصاحبه با رجال قدیمی آستان قدس (مثبت و منفی)؟
47- آقای ذهبی[24]، عکاس ضریح در سال 1338؟
48- هنرمندان آستان قدس در صد سال اخیر، مرحوم رضوان، مرحوم بروسان؟
49- شخصیتهایی که در سالهای پیش از پیروزی انقلاب در آستانه خدمت میکردهاند (افراد مثبت و افراد منفی)؟
50- نحوۀ ادارۀ املاک و مستقلات در دورههای مختلف؟
51- شرکت زراعی، شرکت رضا، سابقۀ مدیران این شرکت؟
52- تعداد املاکی که در اختیار شرکت رضا و مدیران این شرکت مانند آقای کدیور، آقای کیهان یغمایی و آقای مسیح یغمایی قرار گرفت؟
53- کارمندان سابق ادارۀ املاک آستان قدس؟
54- مستأجران آستان قدس و وابستگیشان؟
55- شیوۀ اجارۀ املاک، درآمد املاک و مزرعۀ نمونه؟
56- املاک زراعی مهم حاشیۀ شهر (قلعه خیابان، خواجه ربیع و کلاته بوغا)؟
57- نقشهبرداری از املاک و تعیین حدود املاک و توجه دقیق به رقبات وقفی در چه زمانی بیشتر و بهتر انجام شده است؟
58- ورود آستان قدس در فاز صنعت و سرمایهگذاری؟
59- خرید کارخانجات قند و علت آن؟
60- مستشاران فرانسوی و کارهای پژوهشی در مورد آمایش سرزمین و نیز ارزیابی ثروت آستان قدس و مسائل مختلف آن. شرکت ستکام؟
61- [رضاشاه] به یک زیارتنامهخوان ۲۰ تومن میداد که برایش زیارت بخواند، اما به کسی چیزی نگوید، میآمد که نظارت کند؟
62- تاریخچۀ کاربرد رایانه در آستان قدس، همکارانی که دورههای خاصی را به همین منظور گذرانیدهاند؟
63- تاریخچۀ آموزش کارکنان در آستان قدس، از پیش از انقلاب تا کنون؟
64- هیئت امنا[25]ی آستان قدس رضوی؟
طرح تاریخ شفاهی «کتابخانه و موزۀ آستان قدس رضوی»
«جمعآوری کتابهای خطی از داخل حرم در چه تاریخی و به چه صورت انجام شده است. یکی از خدمه میگفت: «به ما گفتند از این قرآنها هر که خواهد ببرد و عدهای قرآنهای خطی را انتخاب کردند و به منزلشان بردند.» شاید بتوان از خدمۀ قدیمی در این مورد اطلاعاتی کسب کرد. در تبین کتابخانه مفید خواهد بود. مصاحبه با آقای [سید هاشم] مکاسبی[26] رئیس قبلی کتابخانۀ مرکزی آستان قدس.
چون رسم مستندسازی در گذشته وجود نداشته، اطلاعات مسؤلان خزانه میتواند برای سابقۀ این واحد مهم آستان قدس مفید باشد. خوب است با مسؤلان قبلی خزانه هم مصاحبههایی داشته باشند، مانند آقای [جعفر] اخوان [ثالث] و ... چون شایعاتی در گذشته شنیده شده که سکهها را ذوب میکردهاند و از آنها برای مصارف جاری = نقرهکاری استفاده میکردهاند. (تصویر 2)
1- کتاب دعا و قرآنهای خطی داخل حرم؟
2- سابقۀ کتابخانه و موزه در صد سال اخیر؟
3- تغییرات از نظر مکانی؟
4- از نظر منابع؟
5- از نظر خدمات و تعداد مراجعان؟
6- دورۀ دکتر [فخرالدین] شادمان؟
7- دورۀ دکتر [احمدعلی] رجائی[27] [بخارائی]؟
8- نقش آقای دکتر [ابراهیم] شکورزاده[28] [بلوری]؟
9- خدمات فرانسویها به موزه؟
10- رؤسای مختلف کتابخانه، موزه و خزانه؟
11- مصاحبه با آقای دکتر [علی] اردلان[29] [جوان] در مورد موزه؟
12- نقش آقای دکتر اردلان؟
13- خزانه، تشکیلات این واحدها و تغییراتی که طی زمان پیدا کرده است؟
14- حوادث مهمی که بر خزانه و موزه گذشته است؟
15- جاشمعیها کجا هستند؟»
طرح تاریخ شفاهی «چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی»
«1- چه عواملی در تصمیم آستان قدس برای تأسیس چاپخانه مؤثر بوده است،؟
الف- کار چاپی زیاد داشته؟ برای کمک به نیاز شهر مشهد بوده است؟ ب- برای کمک به نیاز شهر مشهد بوده است؟ پ- در مورد نیازها آیندهنگری صورت گرفته است؟
دیدن متن موافقت حاج آقای [عباس واعظ] طبسی که به دنبال پیشنهاد مرقوم فرمودهاند، پاسخ این سؤال را روشن مطرح میکند. اطلاعات تفصیلی چاپخانه را میتوانید از آقای [محمود] ناظرانپور[30] بگیرید. مطالعۀ مقالۀ ایشان در نکوداشت مرحوم دکتر [عباس] سعیدی [رضوانی][31] هم بسیار مفید است.
۲- در سال تأسیس چاپخانه کدام حوزه نیاز به کار چاپی داشته است؟ کتابخانه؟ خود مؤسسۀ چاپ؟ معاونت اداری یا آستان قدس (چاپ فرمها و ...). معاونت فرهنگی؟
۳- اعضای هیئت مدیرۀ مؤسسۀ چاپ؟ حوزوی؟ دانشگاهی؟ دارای سابقۀ کار چاپخانۀ مدیریت و یا کار در سطوح پایینتر. تولیت عظمی برای انتخاب همکاران خود در مؤسسۀ چاپ به چه خصوصیتی اهمیت دادهاند؟
۴- چاپخانه را از کدام کشور خریدهاند؟ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این دوره آقای [سید محمد] خاتمی بودهاند. میزان همکاری و کمک دولت برای اجرای این تصمیم فرهنگی آستان قدس؟ (سردی رابطۀ آستان قدس و دولت)
۵- نیروهای کلیدی مؤسسۀ چاپ؟ از کدام چاپخانهها به آستان قدس منتقل شدند؟ در حوزۀ مالی، اداری، مدیر داخلی، چاپخانه، کارپرداز، انباردار، دبیرخانه، بخش چاپ، قسمت لیتوگرافی، قسمت صحافی، تبلیغات و جذب کار، مسئول ماشین چاپ در نسلهای مختلف، افست، چاپ صنعتی. تحول امور چاپ در طی سالهای فعالیت چاپخانه، ماشینآلات مختلف، بخش تعمیر و نگهداری ماشینآلات؟
۶- معرفی چهرههای کلیدی مؤسسۀ چاپ: آقای [محمود] ناظرانپور، حاج آقای صاحبکار، آقای [محمدرضا] کربلایی مقدم[32]، آقای [ابراهیم] عاقل[33]، حاج آقای کاظمزاده، حاج آقای نادمی، آقای دهبزرگی، آقای مهندس ایزدی، آقای حافظیزاده، حاج آقای بلالی، حاج آقای حکمت، حاج آقای رضایی، آقای درویشپور، آقای سالیانی، آقای بیابانپیما [جواد فرهمندنژاد]، حاج آقای پورمیر. معرفی مدیران سالن چاپ؟ گزینش نیروهای انسانی در سطح مدیران، در سطح کارکنان میانی و سایر (شایستهسالاری، مبنای دوستی و قوموخویش، امتحان و بالاترین نمره در آزمون؟ ...)
۷- آموزش در چاپخانۀ آستان قدس: به روش سنتی استاد-شاگردی، کلاس آموزش ضمن خدمت، روش مشاهدۀ کار چاپخانههای بزرگ و پرسابقه و ...
۸- چه شد که مؤسسۀ چاپ زمینۀ کارش توسعه یافت: چاپ و انتشارات (دیدن نخستین اساسنامۀ مؤسسۀ چاپ و نیز متن تولیت برای تأسیس چاپخانه)؟
۹- مؤسسۀ چاپ مادر برخی از مؤسسههای فرهنگی دیگر. چرا و چگونه شرکت بهنشر، بنیاد پژوهشهای اسلامی.
۱۰- چه شد چاپخانه به طرف چاپ صنعتی گرایش پیدا کرد؟
۱۱- مشکلات راهاندازی این صنعت جدید در چاپخانه: مشکلات راهبردی ماشینهای چاپ، مسألۀ تهیۀ رنگ برای این نوع چاپ، مواد اولیه و مراقبتهای خاص، جذب مشتری در مقابل رقبای قدیمی و مسلط که از تهران، با سابقهای که داشتند کارها را جذب میکردند. در مورد خرید این ماشینآلات اطلاعات حاج آقای صاحبکار مغتنم است. و نیز آقای دکتر [علی] منتظمی[34] که در آن موقع مدیرعامل مؤسسۀ چاپ بودهاند. البته با آمدن دستگاههای چاپ صنعتی آقای دکتر منتظمی هم چاپخانه را ترک کردند. اما موضوع خرید دستگاهها را ایشان دنبال کرده بودند.
۱۲- تحولات جدید در مؤسسۀ چاپ و ایجاد چاپخانۀ قرآن کریم. در این مورد، مَحرم کار آقای کربلاییمقدم بودند که اطلاعاتشان را خواهند داد.
۱۳- بحثی هم در مورد محل چاپخانه خوب است داشته باشید از ابتدا تا انتهای زمین خیابان سجاد، زمین چاهخاصه و بالاخره زمین چهارطاقی که محل فنی چاپخانۀ بزرگ قرآن کریم است.
دلایلی که چاپخانه در سجادشهر کارش را شروع کرد و چرا زمین چاهخاصه خریداری شد و بالاخره چرا عاقبت به چهارطاقی که قدری از شهر مشهد دور است، محل نهایی چاپخانه شد؟
۱۴- آقای مهندس [رحمان] باغباننژاد[35] و آقای حبشی.»
طرح تاریخ شفاهی واقعۀ گوهرشاد
«به یک روایت [محمدولی] اسدی بلوای شیخ بهلول را ایجاد کرد که به شاه بگویید کشف حجاب در مشهد زود است و مردم طغیان خواهند کرد، رضاشاه هم عصبانی میشود و اسدی را از پا در آورد و کشت.
1- واقعۀ مسجد/ حضور روسها و وضعیت اجتماعی آن موقع؟
2- آقای [محمدتقی] بهلول تنها سخنران بودهاند یا کسان دیگر هم بودهاند؟
3- سخنرانی در چه ساعتی بوده؟
4- [سید علیرضا] نواب احتشام [رضوی]؟
5- دو تا سه هزار نفر در جریان مسجد کشته شدند؟
6- بعضیها را که در داخل چاه دفن میکردند میگفتند ما زندهایم اما محلی به آنها نمیکردند؟»
طرح تاریخ شفاهی«حوزۀ و روحانیت مشهد»
«1- کدام مدرسه تحصیل میکردید؟/ در زمان شما مهمترین مدرسۀ علمیه کدام بوده؟ چرا این شهرت را داشته است؟ در زمان شما مشهد چه تعداد طلبه داشت؟ بهترین طلبهها کجایی بودند؟ ضعیفترین طلبهها از کجا میآمدند؟
2- در مورد وضعیت معیشت طلبهها لطفاً بفرمایید/ بیشترین مساعدتها از سوی چه منبعی میشد؟ کدام مرجع؟ کمکهای مردمی چگونه بود؟ پولدارترین طلبهها از کجا میآمدند؟
3- در مورد وضعیت رفاهی حوزهها/ گرمایی، سرمایی، فرش و نوع حجره؟
4- تخصیص حجره به طلبهها بر چه اساسی بود؟ شایستهسالاری؟ رابطهای؟ حسب سنوات و سطح تحصیلات؟
5- مدت آموزش در زمان شما به چه میزان بود/ منظور اینکه چند درصد از طلبهها به سطحی قابل قبول میرسیدند و برای وظایف محوله آمادگی داشتند؟
6- تعداد طلبههای با اخلاص و جدی چه میزان بود؟
7- طلبههایی که تا آخر عمر در مدرسهها میماندند نیز زیاد بودند؟ علت چه بود؟
8- میزان نظارت بر امر تحصیل و زندگی طلاب در چه حد بود و از چه طریقی صورت میگرفت؟ آیا اساتید به این امور هم میپرداختند؟
9- نقش رئیس حوزۀ علمیه در زمان شما چه بود؟ چه حمایتهایی را میتوانست از طلبهها داشته باشد؟ چه کسی بود؟ چگونه انتخاب میشد؟ دولتی بود یا از سوی مراجع انتخاب میشد؟
10- مسألۀ بیت مراجع و اثرگذاری فرزندان آنها در امور مربوط به بیت آقایان چه وضعی داشت؟ کدام مرجع کمتر یا بیشتر فرصت دخالت به فرزندان میداد؟ لطفاً در این مورد اگر چیزی در ذهن دارید بفرمایید؟
11- به نظر شما چه عاملی در جاافتادن فردی به عنوان مرجع در طول سالهای گذشته مؤثر بوده است؟ علم و دانش مرجع؟ دستگاه تبلیغاتی وابسته به بیت مراجع؟ عوامل خارجی؟
12- لطفاً با برشترین و تیزترین عالمی که در خراسان در سالهای قرن 14 بوده است را نام ببرید؟
13- لطفاً روشنفکرترین عالم و مرجعی که در خراسان در سالهای قرن 14 بوده است را نام ببرید؟
14- اینکه نام افرادی مانند مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی یا تا حدی میرزا مهدی غروی بیشتر در ذهنها مانده است چیست؟
15- از فلاسفۀ بزرگی [که] در مشهد بودهاند صحبت بفرمایید؟
16- در مورد مرحوم حاج میرزا احمد کفایی حرفهای متفاوتی زده میشود، شما ایشان را چگونه میدانید؟ جاهطلب، ریاستطلب، عاقل، تیزهوش، سیاستمدار و دارای فهم عمیق سیاسی، کسی که کارهای قربهالیالله و برای حفظ موقیت اسلام و شیعه انجام داده؟
17-از مرحوم [محمدرضا] کلباسی[36][اشتری] در دوره نهضت ملی در مشهد تلاشهایی میکرده است چه میدانید؟
18- اصولاً در مورد علمایی که در سیاست وارد شدهاند صحبت بفرمایید؟ کیها بودند؟ چقدر تأثیر گذاردند؟ چقدر موفق بودند؟ چقدر وجاهت ملی پیدا کردند و حفظ نمودند؟
19- مرحوم [حسین سیدی] علوی[37] هم از کسانی بود که حرفهای متفاوتی در موردش گفته شده است. شما ایشان را چگونه یافتید؟
20- نزاع مدرسۀ نواب چه بوده است؟ از فعالان آن برخوردها چه کسی را میشناسید و حق را به کدام جناح میدهید؟
21- در مورد مرحوم میرزا مهدی اصفهانی بفرمایید؟ زمان ایشان با عصر رضاشاه همراه بوده است؟ سایر شخصیتهای مهم هم عصر ایشان کیها بودند؟ ایشان در تربیت شاگردان خود ظاهراً خیلی موفق بودهاند؟
22- آیا بیرغبتی به فلسفه در خراسان محصول حضور مرحوم میرزا در مشهد بوده است؟
23- همعصران مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی در مشهد چه کسانی بودهاند؟ از فقها؟ از فلاسفه؟ از ادبا؟
24- برخورد منفی با ابداعات روز را به روحانیت این قرن اسناد میدهند، مثلاً مقابله با آمدن دوش بهجای خزانۀ آب گرم، یا مقابله با تحصیلات جدید در مقابل مکتب و مدارس دینی و دهها مورد دیگر. این را تأیید میکنید؟ و عامل اصلی در این نوع مقابله را چه میدانید؟ سطحیبودن برخوردها؟ تأثیر جو و زمان؟ تأثیر منابع اسلامی، از علمای موافق یا مخالف ابداعات جدید صحبت بفرمایید؟
25- راجع به مرحوم [حسینعلی] راشد چه میدانید؟ قدری صحبت بفرمایید. میگویند از مرحوم [محمدتقی] فلسفی باسوادتر بوده است؟
26- از روحانیت دورۀ نهضت دکتر مصدق در مشهد چه یاد دارید؟ کیها بودند؟ کیها نبودند؟ افصحالمتکلمین اراکی که بود؟ آقای [غلامحسین] مصباح [الهدی] که سخنرانی میکرده است در چه سطحی بوده است؟
27-از مجتهدان بزرگی که در دورۀ زندگی با آنها مواجه شدهاید، آنها که در مشهد اقامت کردهاند، لطفاً یاد کنید؟
28- اصولاً مشهد را جای پرجاذبهای برای حفظ علما و مراجع تصور میکنید؟ از قدیم چنین بوده یا جنبههای منفی داشته است؟
29- از ویژگیهای برجستۀ آقای اردبیلی، آقای سبزواری بزرگ، آقا میرزا حسین، آقای مهامی، آقای بادکوبهای، آقای حاج شیخ عبدالنبی کجوری، آقای کدکنی، آقای ایسی بگویید؟
30- از آشتیانیهایی که در مشهد به شهرت رسیدهاند؟
31- آیا در دورۀ رضاشاه هم عالم و یا مرجع بزرگی در مشهد بوده است؟ بهجز آقای قمی و آقای میرزا محمد آقازاده چه کسانی دیگر بودهاند؟
32- در مورد مرحوم شیخ علی اکبر نوقانی متولی مدرسۀ نواب چه خاطراتی دارید؟ چه ویژگیهایی داشتهاند؟
33- از خانوادۀ شهیدیها فرد معروفی به یادتان هست؟
34- از مشکلات روزمرۀ طلاب آن عصر صحبت بفرمایید؟ از ارتباطات بینفردی؟ دوستانهها یا همراه با چالش؟ مسألۀ ازدواج مشکلی بود یا مردم عنایتی به طلاب داشتهاند؟ فرق برنامههای طلبهها چه بوده است؟ ورزشی؟ سفر؟ بیرون شهر؟
35- از پیشنمازهای معروف مشهد بگویید؟
36- از آقای [میرزا احمد] مدرس و فرزند بزرگشان مرحوم حاج آقا جلال؟
37- بهغیر از ادبیات، منطق، فقه، اصول و فلسفه، دروس دیگری که در حوزه مرسوم بودهاند، چه بودند؟
38- نوشتن، نویسندگی، شیوۀ تهیۀ کتاب و مقاله و حتی خوشنویسی را چگونه آموزش میدادهاند و طلاب از این جهات چه وضعی داشتهاند؟
39- موقعی که آقای بروجردی به مشهد آمدند، جز آقای [علیاکبر] نهاوندی، کسی دیگر محل نماز به ایشان ندادند. آقای نهاوندی پشت سر آقای بروجردی نماز بستند؟
40- ائمۀ جماعت در مسجد گوهرشاد، آقای گلپایگانی، آقای [علیاکبر] خویی (پدر مرجع فقید)، آقای حاج شیخ غلامحسین تبریزی، آقای [حسین فقیه] سبزواری، حاج شیخ احمد شاهرودی، آقای میردامادی، آقای نهاوندی؟
41- ورودی کوچۀ حوض لقمان، پشت مسجد حوض لقمان حاج آقا حسین پدر آیت الله موسوی مدرّس حوزه؟
42- حوزههای علمیه قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی؟
43- تحولات حوزۀ علمیۀ مشهد در صد سال اخیر؟
44- وضعیت حوزهها و طلبهها؟»
طرح تاریخ شفاهی «حاج شیخ هاشم قزوینی»[38]
«مربوط به حاج هاشم. نوشتار حاضر تلاشی است برای معرفی یکی از دستپروردههای حوزههای علمیۀ مشهد به انگیزۀ احساس ضرورتی که این روزها میکنیم و برای نشاندادن راههایی که طلاب جوان میتوانند از آنها به قلههای رفیع رشد و تکامل برسند. بعضی موارد که خوب است بررسی و برجسته شود:
۱- موضع شیخ در قبال فلسفه/ تحت تأثیر میرزا قرار گرفتهاند؟
۲- اهل قلم و نوشتن هم بودهاند؟
۳- بیشتر مجذوب استعداد شاگردان بودهاند یا تقدسشان؟
۴- نصایح مرحوم حول چه محورهایی بوده است؟ درسخواندن، اندیشیدن، فهمیدن، نماز، تحجد، صلۀ رحم، انفاق، مراعات ضعفا؟
5- در چه سنی ازدواج کردند؟
۶- همسرشان اهل علم و سواد بوده است؟
۷- میزان تحصیل صبیه یا صبیههایشان چه مقدار بوده است؟
۸- سفرهایی که رفتهاند؟ اهل سفر بودند؟
۹- عوامل مؤثر بر تربیت حاج شیخ دوران کودکی، نوجوانی، طلبگی؟
۱۰- وضعیت مادی خانواده چگونه بوده است؟
۱۱- ویژگی پدر و مادر و اقوام؟
۱۲- بیشترین تأثیر را از که پذیرفته است؟ از پدر، مادر؟
۱۳- معلمان دوران ابتدایی و ... معلمان حوزه؟
۱۴- پدر و مادرشان را در چند سالگی از دست دادهاند؟
۱۵- سادهزیستی، نقش خانواده و همسر در این گونه رفتار شیخ؟
۱۶- شروع زندگی ایشان، چند تا اتاق، چه تشریفات، چه خوردوخوراک؟
۱۷- تمیزی و نظافت، شیکپوشی و سادهزیستی؟
۱۸- وضعیت عبادت، چه عبادتی برایشان مهمتر بوده است؟
۱۹- رفتار سیاسی اجتماعی، آیا داشتهاند؟
۲۰- رفع حاجت مردم و مراجعان، در چنین کارهایی هم درگیر میشدهاند؟
۲۱- چرا با مردم معاشرت نمیکردهاند؟
۲۲- روضۀ هفتگی یا ماهانه داشتهاند؟
۲۳- به دیدوبازدید مؤمنان و علما میپرداختهاند؟
۲۴- دعوت مردم را برای شرکت در مهمانیها میپذیرفتهاند؟
۲۵- مناعت طبع، پرهیز از استفاده از بیتالمال؟
۲۶- غرور و خودبزرگبینی، تبلیغات برای شخص خودشان داشتهاند؟
۲۷- تواضع، شهرتطلبی، عصبانیشدن در درس در اثر سؤال بیربط طلاب؟
۲۸- وقتشناسی داشتهاند؟
۲۹- همۀ طلاب را به یک چشم نگاه میکردند؟
۳۰- مقایسۀ حاضرجوابی با آقای شیخ کاظم دامغانی؟»
تاریخ اجتماعی
«1- شرکتهای مسافربری؟
۲- مراکز فساد؟
۳- وسایل نقلیه و نحوۀ نزدیکشدن آنها به اماکن؟
۴- گاری، درشکه و الاغ؟
۵- چلوکباب دستی یک قران بود، کسی پول نداشت به رستوران برود. رستورانها خالی از مراجعین بود؟
۶- برنج از چه تاریخی به غذای مردم وارد شد؟
۷- مشهد برنجفروشی نداشته است، از چه تاریخی برنج وارد شد؟
۸- ملا هاشم قد بلندی داشت، یکی از کتابهایش را آورده بود که به پدرم بدهم، از کتابهای خودش بود؟
۹- مهاجرت به مشهد، بررسی مسألۀ مهاجرت به مشهد، زائرانی که جذب مشهد شدند در سالهای مختلف و در اثر پیشامدهای گوناگون، سیستانیها، قائمیها، یزدیها، عربها، روسها و ...؟
۱۰- چهرههای برجستۀ مشهد در صد سال اخیر، بزرگترین و مهمترینها در هر رشته، ثروت، علم، انحراف و بزهکاری، خدمت، صنعت، حاج عبدالرحیم اصفهانی، آقای قریشی؟
۱۱- حرفههای موجود در مشهد از عصاری، گیوهدوزی، تختکشی، تخت گیوه، مکتبداری، ملاباجی، آبکش، سقا؟
۱۲- نوشابههای مرسوم، سکنجبین، دوغ، لیموناد؟
۱۳- وسایل نقلیه در طی زمان؟
۱۴- فاصلۀ شهرها از باجگیران تا قوچان، از قوچان تا مشهد سه شبانه روز در راه بودیم؟ (آقای شمخانی، ۱۳۱۹)
۱۵- لقبهای حسین بربر، موسی بربر، غلامرضا سگسوار، حاج محمد وقفی؟
۱۶- نقش خارجیها در تاریخ مشهد (ملیت، حوزۀ کاری، خدمت یا خیانت)؟
۱۷- تیمسار رستگار، رئیس شهربانی خراسان، و نقش ایشان در برقراری نظم در خراسان، در مشهد؟
۱۸- کنسولگریهای خارجی در مشهد، آلمان، روسیه، انگلستان، آمریکا، پاکستان، افغانستان، هندوستان و ...؟
۱۹- تاریخ ایجاد سینما در مشهد؟
۲۰- حسینیههای معروف مشهد، بانیان و خادمان و فعالیتها؟
۲۱- سابقۀ تشکیل شهرداری و خدمات شهری؟
22- رضاشاه تنها میآمد و سرکشی میکرد تا ببیند چه خبر است، درست مثل نادرشاه؟
23- رضاشاه و خیانت افسری که به زن یکی از سربازان چشم خیانت داشته و شکایت کرده بود و خودش برای بررسی صحت و سقم میآید و وقتی صحبت میکنند و متوجه میشود که شایعه حقیقت دارد با تیر افسر را میکشد. خیلی جدی بوده است.»
پزشکی و بهداشت
«1- مراکز بهداشتی در مشهد؟
۲- وضعیت بیماران در مشهد؟
۳- بیماران تیمارستان حجازی؟
۴- در خیابان رضویها در محل دبستان ۱۵ بهمن قبلاً بیمارستان بود. احتمالاً وابسته به آستان قدس، از آنجا منتقل شده به محلی بین کاروانسرای ملک و دارالشفای کنونی؟
۵- بیمارستان روسها در شهریور ۲۰ در ابتدای خیابان سعدی، محلی که اکنون یک نانوایی فری است؟
۶- بیمارستان آمریکاییها هم که در خیابان شاهرضانو محل فعلی بهزیستی ...؟»
آموزشوپرورش
«وضع آموزشوپرورش پیش از انقلاب که میتوان از آقایان مجیدزاده، غمامی، بهادری، منتظری و ... پرسید.
در مورد اصل 4 ترومن و آثار و فعالیتهای آموزشی آمریکایی در مشهد میتوان از حاج آقای اعتضاد و غمامی سؤال کرد.
دبیرها و معلمان مشهور و موفق: ذاتعلیان، هندینژاد، صدقیانی، بهادرزاده، عالمزاده، رهبر (دبیر انگلیسی)، دانشآموز (دبیر ریاضی)، صادقی (ریاضی)، دکتر یوسفی (ادبیات)، آقای سبزواری (دبیر عربی)، صنعی (فرانسه).
مدارس ملی، مدرسۀ نوین حاج آقای اعتضاد، مدرسۀ حاج آقای لدی، مدرسۀ ایمانی، مدرسههای منتظری مکتب ملاعلی کوچۀ یزدیآباد، مدارس حاجی عابدزاده.
اولین دبیرستان مشهد: دبیرستان دانش جنب پمپ بنزین خیابان خسروینو. بعد این نام در 1313 به منظور بزرگداشت فردوسی در زمان رضاشاه تبدیل شد به فردوسی.
وضعیت کلاس انجمن ایران و انگلیس و ایران و آمریکا که نقش جدی در تقویت بنیۀ زبان دانشآموزان داشتهاند جالب است. معلمان خارجی در مشهد سرفصل مناسبی است.
دبیرستانهای معروف شهر مشهد: شاهرضا، فردوسی، ایراندخت، هدایت، دانش بزرگنیا، حاجتقی آقابزرگ و ... نقش کلاسهای شبانه بر توسعۀ میزان افراد تحصیلکرده در مشهد، دورۀ سهساله در یک سال، علاوه بر کلاسهای زبان، کلاسهایی که مقاطع تحصیلی را تدریس میکردند، سیکل اول و دوم.
دبستانهای معروف مشهد، 15 بهمن، بدر و دیانت، کلاسهای معروف و موفق، کلاس شبانۀ آقای [حسامالدین] مستوفی، صدقیانی، هندینژاد، [احمدعلی] منتظری، [محمدجواد] پورمرادی.
مستوفی خادم کشیک هشتم از مدیران بازنشسته و قدیمی آموزشوپرورش، سن حدود 80 سال (این مستوفی با آقای مستوفی، رئیس کلاسهای شبانه، که شهرت داشت فرق میکند).
1- مدارس ملی در مشهد با صبغۀ دینی؟
2- مدارس دینی/ تعلیمات اسلامی غیردولتی/ مکتبهای قدیمی تا چه سالی فعال بودند؟
3- مدارسی که به طور غیردولتی اداره میشدهاند؟
4- مکاتب قدیمی؟
5- انجمن پیروان قرآن؟[39]
6- مدرسه توسط اقلیتهای دینی؟
7- مؤسسههای آموزشی (روزانه و شبانه) در مشهد (مستوفی، ایمانی)؟
8- تحصیلات جهشی به یمن وجود مؤسسههای آموزشی شبانه؟
9- کلاسهای زبان؟
10-زبان انگلیسی از چه تاریخی وارد دبیرستان شد، همچنین زبان فرانسه؟
11- معلمان معروف در زبان فرانسه، انگلیسی، آلمانی؟
12- دانشکدهها و دانشگاهها؟
13- مسئلۀ فرار مغزها از مشهد میتواند یکی از موضوعهای مورد توجه در تاریخ شفاهی باشد؟
14- اطلاعات کمّی (آماری) از مدارس (دبستان + دبیرستان) در مشهد قبل از انقلاب؟
15- اولینها: اولین دبستان، دبیرستان، راهنمایی را چه کسی ساخته است (اولین هنرستان)؟
16- اولین رئیس آموزشوپرورش مشهد چه کسی بوده است؟ ادارۀ آموزشوپرورش در چه سالی در مشهد ایجاد شده است؟
17- مشخصات رؤسای آموزشوپرورش/ مرحوم فیوضات، حبیبی، شهرستانی و ...؟
18- دبیرستان دخترانه از چه سالی/ اولین دبیران زن از چه تاریخی مشغول به کار شدند/ دبیرستان پسرانه از چه سالی؟
19- مشخصات رؤسای دبیرستانها/ مرحوم فیاض/ دبیرستان شاهرضا + مرحوم زوار + آقای مجیدزاده، عالمزاده؟
20- تأسیس دانشسرای مقدماتی در مشهد/ سپس دورۀ تربیت دبیری در دانشگاه؟
21- نقش آستان قدس در ایجاد مدارس جدید (دبیرستان شاهرضا/ دبیرستان فردوسی)؟
22- چهار طبقه از چه زمانی ادارۀ آموزشوپرورش شد؟ قبلاً اداره کجا بوده است؟»
انقلاب اسلامی در مشهد
«مصاحبه با آقای حبیبی یا حاج آقای رحمت در مورد فعالیتهای سالهای ۵۸ دانشگاهیان، گروه کارمندان.
۱- حرکتهای فرهنگی در مشهد پس از سقوط رضاشاه تا پیروزی انقلاب اسلامی؟
۲- کانون نشر حقایق اسلامی و انجمن پیروان قرآن، شباهتها و تفاوتها؟
۳- استوار ضابطی، عضو ساواک و از رؤسای خدمه در زمان محمدرضا؟
4- استوار ضابطی و نقش ایشان در حرم (استوار ضابطی در دورهای بسیار قدرتمند بود و عضو ساواک خراسان نیز بود. ضمناً ظاهراً آدم خوبی هم بوده است)؟
5- احزاب و شخصیتهای سیاسی مشهد از ۱۳۲۰ تا کنون؟
6- رؤسای هیئات مذهبی و نقش آنها؟»
جنگ ایران و عراق
«۱- نمونههایی از ایثار که شاهد آن بودهاید؟
۲- حالتهای معنوی رزمندگان؟
۳- بچهها با چه انگیزهای بیشتر به جبهه آمده بودند؟
۴- درصد افرادی که بیانگیزه بودند را چه مقدار ارزیابی میکنید؟
۵- عکسالعمل در قبال شهادت بچهها؟
۶- مفاد وصیتنامهها؟
۷- عکسالعمل والدین؟
۸- کمکهای مردمی در جبههها، آذوقهها و ...؟»
پست و تلگراف خراسان
«اگر به تلگراف هم توجه دارید، از مخابرات ارتش هم میتوان بازنشستگان را پیدا کرد.
به نقش نامهنویسهای مستقر در بیرون ادارۀ پست اشارهای نشده است. چون سواد عمومی کم بوده و پست تنها وسیلۀ ارتباطی طبیعی بوده است، افرادی شغل نامهنویسی برای افراد بیسواد را عهدهدار بودهاند.
۱- عکسهایی از پستچیهای قدیمی و تحولاتی که در پست خراسان اتفاق افتاده است؟
۲- ارسال محمولههای پستی توسط بخش خصوصی؟
۳- بستههای پستی به عنوان کادو برای بستگان از چه زمانی باب شده است؟
۴- پاکتهای هوایی و نقش ادارۀ پست در تهیه و فروش آنها؟
۵- وجدان شغلی در کارکنان، سعی در رسانیدن نامه به صاحبش؟
۶- آسیبشناسی این شغل؟
۷- وسیلۀ نقلیۀ پستچیها، پیاده، دوچرخه؟»
نهضت ملی نفت
«۱- مناقشۀ طلاب خراسان و اختلاف آقای آقازاده کفایی و آیتالله نوقانی در ۴۸ سال پیش مرکز مقابلۀ طلاب مدرسۀ نواب بود؟
۲- افصحالمتکلمین اراکی سخنران مذهبی در دورۀ نهضت نفت ۱۳۳۰؟
۳- دانش سخنور و استقبال مردم از این واعظ جنوب خراسان و پایان کارش، تحصن در بیت آیتالله قمی؟
4- کانون نشر حقایق اسلامی و انجمن پیروان قرآن، شباهتها و تفاوتها؟
5- مرحوم عابدزاده، محمدتقی شریعتی؟
6- نواب صفوی و فدائیان اسلام؟»
محلات قدیمی مشهد
«کوچۀ هونگ (هاونگ) تختگاه بزرگی بود. برای ثوابش همه میآمدند. توی زمین کار گذاشته بودند, نخود و هرچی میخواستند با هاون استفاده کنند.
منزل حاج آقای لقمانی (حاج غلامحسین موذن) آبانبار ۳۰ تا ۴۰ پله داشت که به نام حوض لقمان میگفتهاند. روضهخوانی مفصلی داشتهاند. فعلاً توسط فرزندانش تیکهتیکه شده است و هر کدام برای خود خانه ساختهاند.
مدرسه چسبیده به فلکۀ حرم، حوض خیلی بزرگ و در ضمن افتاد توی فلکه، بزرگتر از مدرسۀ باقریه و حاج حسن بود، خیلی بزرگ بود.
دو تا یخچال در داخل باغ هشتآباد بود، برای ساختن یخ جهت مصرف در تابستان، ساختن بستنی و غیره.
حیطۀ حرم اول خیابان عشرتآباد یا مقابل پمپ بنزین باغ خانوادۀ ضابطیها، نوهها زندهاند و در همان اطراف ساکناند.
۱- کوچۀ سرآسیا؟
۲- آسیاب بالا خیابان قبل از فلکۀ توحید؟
۳- آبهای جاری در مشهد، آبمیرزا، آبسرده و سعدآباد؟
۴- حمامها؟
۵- کاروانسراهای مجاور حرم؟
۶- سراها و تجارتخانهها؟
۷- مغازهها و مراکز فروش؟
۸- مسافرخانهها؟
۹- آتشنشانی فعلی، قبلاً غسالخانه [بود]؟
۱۰- باغ حاج غلامحسین مؤذن (لقمانی)، قبرستان حوض لقمان؟
۱۱- قبرستان هشتآباد محل فعلی پارک [کودک] در خیابان شاهعباس؟
12- غسالخانه و قبرستان مجاور حرم، ابتدای خیابان طبرسی؟
13- باغ نو؟
۱4- باغ هشتآباد؟
۱5- باغ عنبر (دبیرستان شاهرضا)؟
۱6- منزل سعید معاضد و خیابان فعلی امام خمینی؟
۱7- خیابان امام خمینی [پهلوی] را رضاشاه کشید؟
۱8- ارک از کوچۀ ارک از سرشور میآمد، راه داشت، به اطراف حرم میآمدند؟
۱9- کوچۀ سراب؟
20- آب مسجد گوهرشاد از سراب میآمده است؟
۲1- حیطۀ حاج کلبعلی وسط خیابان خاکی به طرف گنبد سبز فعلی؟
۲2- باغ انگوری آخر کوچۀ زردی نزدیک منزل حاج محمد حسن مولویزاده؟
۲3- کوچۀ بهره (باره) شهر فعلاً کوچۀ آگاهی نزدیک فلکۀ توحید (دروازهقوچان)؟
۲4- قبرستانهای معروف مشهد کنار حرم، قبرستان میرهوا و ...؟
۲5- نقشۀ مشهد و مؤسسههای مهم دولتی در دورۀ پهلویها، بیمارستانها، مدرسهها، مساجد، مراکز نظامی و انتظامی، نمایندگیهای کشورهای خارجی و ...؟
۲6- باغهای مشهد در عصر پهلوی؟
۲7- دروازههای مشهد و مسئلۀ اخذ عوارض و ...؟»
نتیجه
دکتر برادران در نزدیک به ده سال ریاست سازمان، با وجود مسئولیت کتابخانۀ مرکزی، بیش از چهل کتابخانۀ پیرامونی، موزهها، مرکز اسناد آستان قدس رضوی و گرفتاریهای فراوان دیگر، با پشتکار و دقت در مدیریت امور آرشیو تاریخ شفاهی، توانست آن را حفظ، تثبیت و نهادینه کند.
امروز، پس از 26 سال، بخش تاریخ شفاهی با انجام بیش از 25 هزار ساعت مصاحبه با 7300 نفر در 18 هزار جلسه و انجام بیش از 80 طرح تاریخ شفاهی که تمامی طرحهای پیشنهادی دکتر برادران رفیعی را در بر میگیرد و با ساماندهی و آرشیو این مصاحبهها، جزو پیشگامان این عرصه در کشور است.
مرحوم برادران مدیری آیندهنگر بود. او منتظر اتفاقات و مشکلات نمیماند تا نقش ناجی را بازی کند، بلکه با برنامهریزی و هدفگذاری سازمان را به مقصد میرساند. رفتار هوشمندانۀ او سازمان را اداره میکرد، نه چارچوب خشک قوانین؛ تا جایی که برای فرار از پیچوخم اداری و بوروکراسی پیچیدۀ حاکم بر آن، در اوایل دهۀ هشتاد، صد هزار تومان از پول شخصی خودشان را به عنوان تنخواه در اختیار من قرار داده بود تا برای امور تاریخ شفاهی مانند خرید کاست، گرفتن وسیلۀ نقلیه، پذیرایی و ... استفاده کنم.
در مراسم تودیعشان (تصویر 8) که نگارنده نیز حضور داشت، با وجود موضوعهای مختلف و مهم مربوط به سازمان، بخشی از صحبتشان را به بخش تاریخ شفاهی اختصاص دادند و فرمودند: «ما در آنجا [مدیریت اسناد و مطبوعات] یک بخش خوبی داریم به نام تاریخ شفاهی که مسائل مختلف مشهد و خراسان را از معمرین که چند سالی از من بزرگتر باشند سؤال میکنیم که اوضاع و احوال مثلاً اون دوره چه جور بوده و یک به اصطلاح اطلاعات خیلی خوبی الآن ما جمع کردیم و این کار جالبیه و به خصوص برای افرادی که همسنوسال ما باشند، اگر یک کم در جو این کار قرار بگیرند، خیلی خوششان میآید. کار خیلی جالبیه.» نوشتیم تا به یادگار بماند.
تصویر 1: مصاحبه نگارنده با آقای دکتر علیمحمد برادران رفیعی در تاریخ 18 شهریور 1392 در محل «سرای اهل قلم».
تصویر 2: درخواست مصاحبه در خصوص موزههای آستان قدس رضوی از بخش تاریخ شفاهی
تصویر 3: درخواست مصاحبه در موضوع جلسات قرآنی که در مشهد برگزار میشدند.
تصویر 4: درخواست از نگارنده برای انجام مصاحبه با آقای هدایی که مانند آقای محمدتقی شریعتی فعالیت مذهبی داشتهاند
تصویر 5 مأموریت به بخش تاریخ شفاهی برای مصاحبه در موضوع وضعیت آستان قدس رضوی در دوره پهلوی دوم
تصویر 6 نامه به نگارنده برای انجام مصاحبه با جناب آقای حافظیان در مورد چگونگی کار با دستگاههای جدید ماشیننویسی و تایپ در آستان قدس رضوی
تصویر 7 نامه به تاریخ شفاهی برای مصاحبه با آقای تدین که مانند آقای عابدزاده[مسئول انجمن پیروان قرآن] فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی داشتهاند
تصویر 8 مراسم تودیع دکتر برادران رفیعی، هفته نامه حرم، شماره 170، 11 خرداد 1387، ص 4
تصویر9 آگهی ترحیم دکتر برادران رفیعی، روزنامه خراسان، شماره 20194، 27 شهریور1389، ص 15
[1] بخش تاریخ شفاهی 10 جلسه به مدت 7 ساعت دربارۀ موضوعهای زندگینامه، نهضت ملی نفت، مدرسۀ علمیۀ نواب، انجمن پیروان قرآن، کانون نشر حقایق اسلامی، دکتر علی شریعتی، انقلاب اسلامی 1357، آستان قدس رضوی و آیتالله واعظ طبسی با ایشان مصاحبه کرده است. ( تصویر 1؛ شمارۀ پرونده: 27)
[2] مطالب ارسالی دکتر برادران بدون هیچگونه دخل و تصرفی آورده شده است. نوشتهها داخل گیومه («») و اگر مطلبی تصحیح یا اضافه شده است در داخل قلاب ([]) آورده شده است.
[3] در سال 1380 به مدت سه ساعت با ایشان دربارۀ موضوعهای آموزشوپرورش، خاندان علم و مرحوم اسدی مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: غ274)
[4] در ارتباط با شهید تدین در تاریخ ۱۹ آذر 1380 به مدت ۷۲ دقیقه با آقای رضایی مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: ر161) همچنین، با آقای احمدعلی منتظری در دهۀ 80 خورشیدی ۱۴ جلسه به مدت ۹ ساعت دربارۀ موضوعهای مختلف آموزشوپرورش مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: م344)
[5] با آقای سیدمهدوی 2 جلسه در مرداد 1382 خورشیدی به مدت 1 ساعت و 45 دقیقه دربارۀ موضوع نهضت ملی نفت و دورۀ مصدق مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: س97)
[6] اجازۀ تصویربرداری به ما ندادند. با آقای دکتر حسن لاهوتی از مریدان و شاگردان استاد در تاریخ 27 مرداد 1383 خورشیدی به مدت 1 ساعت و 15 دقیقه دربارۀ استاد آشتیانی مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: ل11)
[7] در تماسهای تلفنی و ملاقاتهای حضوری نگارنده، آقای باقرزاده هرگز راضی به مصاحبه نشدند و در سال 1395 خورشیدی فوت کردند.
[8] با ایشان در دهۀ 80 خورشیدی ۵ جلسه به مدت ۵ ساعت دربارۀ موضوعهای آب مشهد، ورزش خراسان و ورزش وزنهبرداری مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: خ33)
[9] ایشان در سال 1368 فوت شدهاند. در مصاحبههای مختلف اطلاعاتی دربارۀ ایشان ارائه شده است.
[10] با افراد خاندان قریشی مصاحبه نشده است.
[11] در ارتباط با این خانواده با دکتر همایون سالاری 1 جلسه مصاحبه در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۵ به مدت یک ساعت به صورت صوتی انجام شده است. (شمارۀ پرونده: س25)
[12] در سال 1387 خورشیدی 3 جلسه به مدت 4 ساعت با آقای زحمتکش دربارۀ موضوعهای مکتبخانهها، محافل قرآن محلۀ بالای خیابان و انجمن پیروان قرآن مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: ب49)
[13] در اوایل سال 1384 خورشیدی با آقای محمدرضا بیوکی فرزند حاج آقای رضوان 2 جلسه به مدت ۷۲ دقیقه دربارۀ موضوعهای کاشیکاری اماکن متبرکۀ حرم مطهر و حاج آقای رضوان مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: ب22)
[14] با دو تن از فرزندان آقای ابوتراب هدایی به نامهای ابراهیم و محمود هدایی در 2 جلسه در تاریخهای ۱۴ و ۱۶ تیر ۱۳۸۶ به مدت ۱۸۰ دقیقه مصاحبه شده است. (شمارۀ پروندۀ ابراهیم هدایی: ه396، شمارۀ پروندۀ محمود هدایی: ه۳۹۷)
[15] با آقای شریعتزاده 1 جلسه مصاحبۀ تصویری در تاریخ ۸ خرداد ۸۴ به مدت ۸۲ دقیقه در ارتباط با طرح «تاریخ شفاهی کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی» صورت گرفته است. (شمارۀ پرونده: ش204)
[16] بخش تاریخ شفاهی در تاریخ ۲۰ تیر 1377 یک ساعت با ایشان مصاحبه کرده است. (شمارۀ پرونده: ح94)
[17] با ایشان در سال 1387 خورشیدی 4 جلسه به مدت 5 ساعت و 30 دقیقه در مورد بیرجند و آموزشوپرورش مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: م152)
[18] تاریخ شفاهی موفق به مصاحبهای با خاندان سرخوش نشده است.
[19] با ایشان در سال 1389 خورشیدی 2 جلسه به مدت 2 ساعت و 30 دقیقه دربارۀ موضوع مخابرات و پست مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: ر12)
[20] با آقای احمدی در مهر 1386 خورشیدی 2 جلسه به مدت 1 ساعت و 40 دقیقه دربارۀ پدرشان آیتالله شیخ مجتبی قزوینی و شاگردانش مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: الف49)
[21] با آقای ارجمندنیا در دهههای 70 و 80 خورشیدی 6 جلسه دربارۀ موضوعهای آستان قدس رضوی، کفشداریهای حرم مطهر و نایب التولیههای آستان قدس رضوی به مدت 8 ساعت مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: الف1)
[22] با ایشان در سالهای 83 و 88 خورشیدی در 2 جلسه به مدت 2 ساعت در خصوص مجامع مذهبی مشهد مصاحبه شده است. به علت ناراحتی مغزی و بیماری فراموشی، ادامۀ مصاحبه با وی میسر نشد. (شمارۀ پرونده: ن28)
[23] با آقای نوریفر در تاریخ 29 آذر 1383 به مدت 1 ساعت و 15 دقیقه دربارۀ موضوع راهنمایی و رانندگی مشهد مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: ن21)
[24] حاصل 4 جلسه مصاحبه با ایشان در مقالۀ «تاریخچۀ عکاسی در آستان قدس (مصاحبه با آقای ابراهیم سیاح)» توسط محمد نظرزاده، مجلۀ دفتر اسناد، جلد چهارم، سازمان کتابخانهها، 1387، صص. 325 الی 344، چاپ شده است.
[25] مرحوم دکتر برادران رفیعی طی پنج صفحه، مطالب جامع و کاملی از افراد هیئت امنا و وظایف آنها برای نگارنده فرستادهاند.
[26] با ایشان 6 جلسه مصاحبه در سال 1384 به مدت 8 ساعت انجام شده است. (شمارۀ پرونده: م7)
[27] ریاست امور فرهنگی آستان قدس رضوی بین سالهای 1348 الی 1351 خورشیدی (یادنامۀ دکتر احمدعلی رجائی بخارائی، دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، شمارههای 102 و 103، پاییز و زمستان 1372، ص. 529)
[28] رئیس اراضی و مستقلات و معاون کتابخانۀ آستان قدس رضوی، تلاش نگارنده در دو مرحله برای مصاحبه با ایشان موفق نبود.
[29] رئیس کتابخانۀ آستان قدس بین سالهای 1372 الی 1377، با ایشان 1 جلسه مصاحبه در سال 1378 به مدت 70 دقیقه انجام شده است. (شمارۀ پرونده: الف6)
[30] با آقای ناظرانپور 6 جلسه به مدت هشت ساعت در سال 1394 مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: ن180)
[31] آقای سعیدی رضوانی در سال 1358 سرپرست کتابخانۀ مرکزی آستان قدس و در سال 1362 مدیرعامل مؤسسۀ چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی شد. در مرداد 1371 چشم از جهان فروبست. (یادنامۀ چهلمین روز درگذشت دکتر سعیدی رضوانی، مهر 1371، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی. در سال 1395 با فرزند ایشان 4 جلسه به مدت 4 ساعت مصاحبه شد. (شمارۀ پرونده: س8)
[32] با ایشان در سال 1393 4 جلسه مصاحبه به مدت 4 ساعت مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: ک110)
[33] با آقای عاقل در سال 1394 در 2 جلسه به مدت 2 ساعت مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: ع234)
[34] با ایشان در سال 1390 در 2 جلسه مصاحبه به مدت 2 ساعت مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: م235)
[35] با آقای باغباننژاددر سال 1395 یک جلسه مصاحبه به مدت یک ساعت شده است. (شمارۀ پرونده: ب5)
[36] از روحانیون فعال در نهضت ملی نفت در مشهد، با نوۀ ایشان آقای حسین کلباسی اشتری در سال 1380 در 1 جلسه به مدت 1 ساعت مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: ک29)
[37] با آقای علوی 5 جلسه به مدت 4 ساعت در سال 1384 مصاحبه شده است. (شمارۀ پرونده: س5)
[38] این طرح در قالب کتاب فقیه روشناندیش (شیخ هاشم قزوینی از نگاه شاگردانش) در سال 1403 توسط انتشارات سازمان کتابخانه، موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی در 757 صفحه منتشر شده است.
[39] نگارنده حاصل مصاحبههای این طرح را در قالب کتاب انجمن پیروان قرآن (فعالیتهای مذهبی، آموزشی، سیاسی و اجتماعی با تأکید بر کارهای علیاصغر عابدزاده) در سال 1394 توسط بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در 252 صفحه منتشر کرده است.