مصاحبه با آقای دکتر غلامرضا امیرخانی، عضو محترم تحریریه نشریه پژوهش های تاریخ شفاهی

       در مصاحبه ایشان درمورد اهداف و اهمیت مجله فرمودند که به طور طبیعی توقع از اولین نشریه که می خواهد به طور تخصصی در حوزه تاریخ شفاهی کار کند این است که تلاش کند  اجماعی را پدید بیارود بین اهل فن و اهل تاریخ و نوعی استاندارد سازی انجام دهد. از نظر ایشان امروزه تاریخ شفاهی در ایران بسیار رایج شده و خیلی از مؤسسات این کار را انجام میدهند، حتی خیلی از مؤسساتی که  تخصصی در این کار ندارند، مثلاً فلان کارخانه، فلان مؤسسه برای خود مشغول تهیه تاریخ شفاهی هستند. این امر از یک جهت ممکن است خوب باشد و از طرف دیگر مشکلاتی درست می کند. به این خاطر که هرکسی گمان می کند با یک ضبط صوت و دوربین صلاحیت پیدا می کند که تاریخ شفاهی تولید کند. به همین دلیل است که این مجله باید به سمت استاندارد سازی این بحث ها پیش رود و بتواند یک سری مباحث علمی را طرح و تئوری پردازی و نظریه پردازی کند.

   ایشان درمورد اهداف مجله افزودند که سازمان اسناد و کتابخانه ملی، در حوزه تاریخ شفاهی از سازمان های پیشرو و پیشگام هست و سابقه تقریباً نزدیک به سه دهه دارد و با فراز و نشیب های مختلف کارهایی را در این زمینه تولید نموده است. پس بنابراین یکی از اهداف این است که سازمان اسناد و کتابخانه ملی بتواند کارهایی که خودش در این حوزه تولید کرده را مقداری مدیریت نموده و عرضه کند. به عبارت دیگر چون طیف گسترده ای از افراد در تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی مورد مصاحبه قرار گرفتند، در این زمینه هم مجله می تواند آئینه ای از فعالیت های این سازمان در این زمینه هم باشد.

    ایشان همچنین درمورد جنس و نوع مقالاتی که این مجله قرار است در مرحله جدیدش بپذیرد بیان داشتند که تاریخ شفاهی مربوط به تاریخ معاصر ایران است. چون وقتی صحبت از تاریخ شفاهی می شود  قاعدتاً به طور مستقیم با تاریخ گذشته ایران، تاریخ مثلاً دو قرن پیش سه قرن پیش کاری ندارد، البته غیر مستقیم ممکن است. مثلا در مصاحبه با استادی اشاره به تاریخ صفویه هم بشود و بگویند مثلا در سال فلان در کنگره صفوی شناسان شرکت کرده که درآنجا این افراد بودند و این بحث ها مطرح شد.  تاریخ شفاهی درواقع تکمیل کننده تاریخ مکتوب و تاریخ رسمی و مستند است. ولی آن جنبه های نظری و تئوریکش که بتواند به سمت استاندارد سازی و تعیین چارچوب ها و ضوابط یک تاریخ شفاهی بپردازد و استاندارد پیش برود، خیلی مهم است.

       به نظر ایشان همچنین هرچه مجله تخصصی تر شود  برای متخصصین مفیدتر و جدی تر خواهد شد، بالطبع از کمیت مخاطبین کاسته خواهد شد. این یک مورد طبیعی است و نشریات تخصصی به همین نحو هستند. اما اگر برود به سمت اینکه تاریخ شفاهی های خیلی مهم، حالا مثلا کمی جنجالی در آن منتشر شود، از حیث مصاحبه هایی که صورت گرفته است که بتواند اطلاعات جدیدی از تاریخ معاصر در اختیار بگذارد طبیعی است که با مخاطبین بیشتری مواجه خواهد شد. این دو با هم رابطه معکوس دارند، یعنی طبیعی است که اگر به سمت تخصصی شدن برود در کمیت مخاطب تأثیر منفی خواهد گذاشت.

       ایشان در پایان در ارتباط با نقش مجله برای تأسیس و حمایت از کرسی ها و دپارتمانهای تاریخ شفاهی در دانشگاه ها افزودند که حضور یک مجله علمی و پژوهشی در حوزه تخصصی خود تضمین کننده حیات آن رشته است، چون با توجه به اینکه هنوز یک رشته آکادمیک به عنوان تاریخ شفاهی در دانشگاه های کشور وجود ندارد، اگر در کنارش یک انجمن علمی تاریخ شفاهی بوجود بیاید، وجود چنین انجمنی بالفرض در آینده و همین طور تقویت و مستحکم شدن مجله ای با این وضعیت، می تواند کمک کند که در جاهای دیگر، در مراکز علمی یا در مراکز به اصطلاح پژوهشی و همین طور مراکز تاریخی که بر موضوعات تاریخی کار می کنند، تاریخ شفاهی جدی تر و استاندارد سازی پیگیری شود. اگر تاریخ شفاهی بتواند گستره خودش را بیشتر کند و حوزه های متنوع تاریخ ایران را در بر بگیرد و صرفاً محدود به بحث های سیاسی و سیاست مداران و رجال سیاسی نشود طبیعی است که  می تواند کارهای مهم تر و مغفول مانده ای را  انجام بدهد.

مصاحبه: مینا معینی (دانشجوی دکترای تاریخ ایران).